|
.::خانه گل::.
|
||
|
مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک ... چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم " مولانا " |
اجامره و اوباش
خشونت واخورده، حسادت مهار شده و شاید حسادت و خشونت پدران شما در وجود شما مانند یک شعله و یک روح انتقام عرض وجود می کند.
آنچه پدران در خود مخفی داشته بودند در پسران ظاهر می شود و مادران در دختران .

اینان به کسانی مانند که به آنها الهام شده باشد ولی الهام کننده آنها انتقام است نه قلب، و هنگامی که اینان اسرارآمیز و خونسرد می شوند-آنچه اینان را اسرارامیز می سازد حسادت اینان است نه فکرشان.
در تمام شکوه های آنان انتقام غنوده و در تمام مدیحه هایشان روح لجبازی مشهود است-و آنان قاضی شدن را منتهای رحمت حق می دانند.
برحذر باشید از همه کسانی که در آنها روح تنبیه کردن بسیار قوی است.اینان اشخاصی هستند که دودمانهای بد و خویشاوندانی ناباب دارند- در قیافه آنان می توان خویشی آنان را با میرغضبان و گورکنان تمیز داد.
برحذر باشید از اشخاصی که زیاد در باره عدالت خود سخن می گویند. اینان از فرط دشمنی تصاویر و اشباحی اختراع می کنند و با این اشباح و تصاویر ساخته خود نزاع نهایی درست می کنند.
بگذارید دشمنان ما هم زیبا و در امان باشند.جابجا کردن و تکان کوه ها برای فکر کار مشکلی نیست.به راستی که شما غرور فکر را نمی شناسید و نمی توانید فروتنی فکر را (اگر به زبان آید) تحمل کنید- و هرگز نتوانسته اید فکر خود را به چاهی آکنده از برف اندازید-زیرا به اندازه کافی حرارت در شما نیست و از این رو شما از لذت سرمای ان بی خبرید.
این مطلب از نیچه
تدوین و گردآوری: قاسم
http://wurqun.blogfa.com/cat-23.aspx
فرافکنی مبحثی است در روانشناسی که اول بار زیگموند فروید آن را مطرح کرد. فرافکنی یعنی نسبت دادن ناآگاهانه اعمال، عیبها و امیال ناپسند خود به دیگران که در واقع ساز و کاری پدافندی به شمار میآيد. آلفرد آدلر شاگرد فروید و از جمله نخستین منتقدان این نظر است.[۱]
«فرافكنی در معنای واژهای آن، بر پرتاب كردن رو به بیرون یا رو به جلو دلالت دارد و به فرایند یا اسلوبی اشاره دارد كه افراد به مدد آن، ایدهها، تصویرها و امیال را بر محیط بیرونیشان تحمیل میكنند. این بیرونیسازی مشتمل است بر دریافت(ادراك) فعالیت عقلی، دریافت تصویرها و نشانهها به عنوان واقعیت(مثلاً در رؤیا و خیالات) و یا مكانیابی انگیزهها و امیال موجود در درون «خود»(ایگو) در محدوده عینها(اُبژه)، مردم و یا رویدادهای دیگر»
اصطلاح فرافكنی در روانكاوی كاربرد دارد؛ در آن فرافكنی یكی از ساز و كارهای پدافندی(دفاعی) در برابر نگرانی به شمار میرود. در این معنی خواستهها و انگیزههای ناپذيرفتنی كه بازشناخت آنها در «خود»، ممكن است موجب ناراحتی شود، به دیگران نسبت داده میشود. «این وسیله پدافندی به طور كامل در جهت عكس درونفكنی میباشد و اساس آن از این قرار است كه فرد میكوشد تا تمایلات نامناسب و ناپسند خویش را به دیگران نسبت دهد و در نتیجه خود را عاری از هرگونه عیب و نقص بداند و خود را از احساس گناه، برهاند. با این وسیله پدافندی، فرد در مورد دیگران با مقیاس خویش قضاوت میكند.
از قدیم گفتن :
کسی که خبر رو می بره ، خبر رو هم میاره .
این واقعیتی ست و هشداری برای اون دسته
از افرادی که می شینن پای حرفای اون هایی که خبر میارن براشون .
چون مطمئن باشن از اونها
هم خبر هایی آورده می شه . منظورم از هشدار یعنی همین !!!
نمیدونم چه لذتی توی این رفتار ناهنجار هست که بعضی از آدما انجامش می دن .
حالا اونم چی ؟ حداقل ای کاش اگرخبری رو هم می برن اصل خبر رو می بردن نه اونی که
خودشون عشقشون می کشه و یا به نفعشونه .
چیه؟ مگه از خودت شک داری؟![]()
راستی ریشه این خبر چینی ها کجاست؟
ولی مهم اینه که :
ماه هیچ وقت از چشم آفتاب نخواهد افتاد . قابل توجه خبرچینان عزیز
راستی !
یه داستان قشنگ :
| تنبیه کلاغ خبرچین | |||||||
پ.ن : کامنت های خصوصی در این مورد اگه برام برسه با پوزش آشکار میکنم .
| |||||||
| انتشار توسط مدیر | |
|
|
طلاق حادثه اي مهم و سهمگين در زندگي است و دوران پس از طلاق ، پستي ها و بلندي هاي زيادي دارد. گاهي فشار و ضربه روحي طلاق آن قدر زياد است که زخمي عميق و هميشگي بر جاي مي گذارد ...
به گزارش ایونا ، بعضي ها جدايي را هرگز باور نمي کنند و نمي پذيرند و بعضي ديگر پس از مدتي زندگي عادي روزمره را پيش مي گيرند، اما در باقي روزهاي زندگي ، تلخي طلاق و ترس از وابستگي و جدايي را به دوش مي کشند. حتي به هم خوردن نامزدي هم مي تواند به همين صورت دردناک و ناراحت کننده باشد؛ اما براي هر دردي درماني هم وجود دارد. شما با رعايت چند نکته ساده مي توانيد ناراحتي و افسردگي پس از طلاق را تا حد زيادي تخفيف دهيد و خود را براي زندگي پس از طلاق آماده کنيد .
احساساتتان را سرکوب نکنيد
همه کساني که طلاق را تجربه کرده اند مي دانند که خشم و افسردگي چاشني لاينفک آن است .
غالبا مردم از احساس ناراحتي ، غصه ، افسردگي و خشم ، مي ترسند. گاهي قدرت اين احساسات تيره و تار به حدي است که مي تواند همه زندگي شما را تحت الشعاع خود قرار دهد، اما بايد آگاه باشيد که گرچه ممکن است اين احساسات خيلي شديد و منفي باشند، اما مقطعي هستند و تجربه آنها شما را نابود نمي کند و اگر به خودتان اجازه بروز اين احساسات را بدهيد خيلي حالتان بهتر خواهد شد. از سوي ديگر اگر شما آگاهانه يا ناخودآگاه احساس خشم وغم ناشي از طلاق را سرکوب کنيد، هرگز ديگر نمي توانيد رابطه اي سالم و صحيح براي ازدواج برقرار کنيد و هميشه کوله بار زخم هاي کهنه را به روابط جديدتان وارد مي کنيد؛ پس به جاي فروخوردن احساساتتان ، آنها را بيرون بريزيد و بروز دهيد .
زندگي ادامه دارد
معمولا وقتي دو نفر تصميم به ازدواج مي گيرند، روياها و خواسته هاي مشترک و شيريني را در سر مي پرورانند. يکي ديگر از کارهاي دردناک پس از جدايي فراموش کردن اين آرزوهاست. اين کار بسيار مشکل است چون همان روياها هستند که توان حرکت رو به جلو را به شما مي دهند، اما بايد به ياد داشته باشيد که جدايي از کسي که کاخ آرزوهايتان را با او ساخته بوديد به معناي پايان همه چيز و نابودي روياهايتان نيست. شما هستيد که بايد خود را بازيابيد و آرزوها و اهدافي که با شرايط کنوني شما هماهنگ هستند را به اجرا درآوريد .
يکي از مهمترين نيازهاي افرادي که واقعه بزرگي مثل طلاق را پشت سر گذاشته اند، داشتن کسي است که به حرف هايشان گوش بدهد. کسي که آنها را قضاوت نکند و با دلسوزي با آنها همدردي کند. از دوستان و نزديکانتان بخواهيد که بدون اظهار نظر پاي درد دل شما بنشينند و فقط گوش بدهند. لازم نيست شما را نصيحت کنند و يا نظرشان را راجع به احساسات تلخ شما ابراز کنند. پس خجالت نکشيد و خواسته خود را ابراز کنيد و تقاضاي کمک کنيد. اگر چنين شخصي در اطرافيان شما وجود ندارد مي توانيد از يک مشاور کمک بگيريد .
اشتباهاتتان را بپذيريد
بخش مهمي از سفر شما به سمت بازيابي سلامت روانتان ، درک اتفاقاتي است که باعث جدايي شما شده است. شما بايد با صداقت کامل تمام اتفاقات و مسيري را که باعث اختلاف و در نهايت جدايي شما و همسرتان شده است را با خود مرور کنيد. سعي کنيد به جاي ملامت کردن طرف مقابل ، نقش خود را در کل ماجرا پيدا کنيد و با شجاعت خطاهايتان را بپذيريد. به انتخاب هاي اشتباهتان فکر کنيد. چه کارهايي را مي توانستيد متفاوت انجام دهيد؟ آيا اگر دوباره در همان شرايط قرار بگيريد، عکس العملتان متفاوت خواهد بود؟ اين بازنگري را با هدف توانمند کردن خود انجام دهيد. به خاطر داشته باشيد که شما قرباني اين ازدواج نبوده ايد و حتما سهمي در اشتباهات يا مسيري که به جدايي ختم شده است ، داشته ايد. اين فکر به شما اعتماد به نفس مي دهد و توانمندتان مي کند .
به دلايلي که به خاطر آنها همسر سابقتان را انتخاب کرده بوديد فکر کنيد. معمولا اغلب ما تنها دليل انتخاب همسرمان را دوست داشتن مي خوانيم ، اما در واقع آنچه ما دوست داشتن مي خوانيم نيازهاي بي پاسخي است که اغلب حس مي کنيم. مثل نياز به مورد محبت واقع شدن ، نياز به اين که کسي عاشق ما باشد و به ما احتياج داشته باشد. نياز به پيدا کردن کسي شبيه به پدر يا مادر که به ما در تخفيف کمبودهاي دوران کودکي کمک کند. نياز به کسي که ما را تائيد کند و حس خوبي به ما القا کند .
ترس ها هم مي توانند ما را به علاقه مند شدن به شخص ديگري ترغيب کنند. ترس از تنها بودن و بي پشتوانه بودن از شايع ترين ترسهايي است که ما را به سمت ازدواج سوق مي دهد، آيا اين دلايل مي توانند پايه محکمي براي يک زندگي زناشويي موفق باشند؟ بدون شک جواب اين سوال منفي است. شما بايد همسر خود را به خاطر فضايل اخلاقي او، مشترک بودن اهداف کلي زندگي و داشتن همراهي رهرو در سفر زندگي انتخاب کنيد .
بخشش بر هر درد بي درمان دواست
هم خود و هم همسر سابقتان را ببخشيد. به اين فکر کنيد که هر دوي شما نسبت به ميزان آگاهي و تجربه خود بهترين عملکرد را در شرايط بحران انجام داده ايد و حتي اگر يکديگر را آزار هم داده ايد به خاطر بدجنسي و توهين نبوده بلکه شرايط اين گونه اقتضا مي کرده است و شايد هم به خاطر دفاع و حفظ خود در آن لحظات مجبور به بروز چنين رفتارهايي شده ايد. بخشش شما را از قيد تنفر و افسردگي و ملامت آزاد مي کند؛ البته نبايد انتظار داشته باشيد که بخشش و فراموشي آسان حاصل شود. بخشش به تمرين نياز دارد، تمرين مداوم و روزانه ، به همسر سابقتان فکر کنيد و او را براي همه چيز ببخشيد .
رابطه را کاملا قطع کنيد
براي فراموش کردن همسر سابقتان بايد 3 تا 6 ماه او را اصلا نبينيد. شايد فراموش کردن او سخت ترين و دردناک ترين بخش طلاق باشد؛ چون شما به حضور فيزيکي او و دوستي نزديک با او عادت کرده ايد و هميشه از دست دادن يک دوست و امين حتي به هر دليلي که باشد بسيار مشکل است ، اما اگر مي خواهيد از عواقب و آسيب هاي طلاق شفا يابيد، بايد اين دوست را از دست بدهيد .
سعي کنيد تماس خود را با او به حداقل برسانيد و اگر بچه داريد، اجازه بدهيد والدين شما بچه را به ملاقات پدرش ببرند. در آخر بايد بدانيد که طلاق يک عمل پر استرس و دردناک است که مسير زندگي شما را براي هميشه تغيير مي دهد. براي مواجهه با اين تغيير بايد قوي باشيد و از خود مواظبت کنيد. غذاي خوب بخوريد، ورزش کنيد و خوب بخوابيد. براي تقويت روحيه هم مي توانيد به کارهاي خلاق هنري يا ورزش هايي چون يوگا روي آوريد .
نقش دوست خوب هم در اين دوران بسيار حياتي است. اجازه ندهيد تنهايي اذيتتان کند. دوستان خوبي پيدا کنيد و با آنها به مسافرت برويد. طلاق آخر زندگي نيست ، بلکه شروعي دوباره با کوله باري از تجربه است .
خبرگزاري زنان ايران
http://www.hamparvaz.com/home/index.php?option=com_content&task=view&id=585&Itemid=127
![[تصوير: www.hamdardi.com_2.net.jpg]](http://www.hamdardi.net/images/www.hamdardi.com_2.net.jpg)