تبليغاتX
.::خانه گل::.
 
.::خانه گل::.
 
 
زندگی حس غریبیست که یک مرغ مهاجر دارد .
 


دلم شدیدا هوای طبیعت کرده



http://www.ehsani.ir/Jooti/image/subatan9.jpg




http://www.soheilnets.com/SHOMAL%20RIVER.JPG






 |+| نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 8:40 بعد از ظهر  توسط پروین  | 

این قدر به گوشیت دم به دم زل نزن که ازش اس ام اس ببینی .

این قدر چشماتو منتظر نذار که یو هو بیاد و از کنارت رد بشه .

این قدر به گوشات عادت نده که فقط بخواد صدای اونو بشنوه .

این قدر نگو هیس ! اون نیست که داره حرف می زنه .

اگه دوستت داشت که نمی رفت . که تنهات نمی ذاشت . که بی مهری نمی کرد . که ...

اون حتی همون موقع هم که بود ، اصلا نبودش . بود؟

 غذاتو بخور غم نخور !

عشقم نشون داره که اون نداشت .

عقل آدم می گه منتظر نباش .

دل آدمم میگه نشون عشق نیست .

والسلام


 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 10:38 بعد از ظهر  توسط پروین  | 






دل به دل راه داره یا نداره ؟


اگه نه چرا؟

اگه آره هم چرا؟


 


 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 6:8 بعد از ظهر  توسط پروین  | 

به نام خدای هستی بخش


علل و انگيزه هاي جدايي و راههاي برخورد با آنها

تفاهم و سازش

به نظربرخي تفاهم و سازش د ريک مفهوم عبارت است از نقاط مشترکي که يک زوج مي توانند د ر زند گي زناشوئي خود ايجاد نمايند اما ما براي اين د و کلمه د و مفهوم متمايزازهم قائل شده ايم تا بتوانيم موشکافانه تر به اين مهم بپردازيم

تفاهم:عبارت است از نقاط مشترک فکري بين د و نفر يعني آن سري خصوصيات اخلاقي که في نفسه و بدون کوچکترين هماهنگي د ر د و نفر مشترک است . مثل اينکه د و نفر از يک رنگ يا يک نوع غذا يا يک فصل يا يک مدل لباس و .. خوششان آمده و با يکديگر اتفاق نظر دارند.

سازش : عبارت است از نقاط مشترکي که د ونفر پس از آشنايي با هم و به دليل ايجاد علاقه سعي منمايند خود درخود يا د يگري بوجود آورند . درسا زش هريک از طرفين سعي مينمايد در جهت برآورده نمود ن خواست و رضاي طرف مقابل خواست خود را تعد يل دهد .ِ.

بعضي از اوقات اين تعد يل يک طرفه صورت گرفته و گاهي نيز د و طرفه است.چنانچه د ر ارتباطات اجتماعي و زندگي زناشويي اين تعد يل يک طرقه اتفاق افتد د ر اکثر موارد موفقيت آميز نبوده و پس از مدتي طرف تعد يل کننده خسته و نهايتا نااميد خواهد شد و چنانچه تعد يل و سازش د و طرفه باشد روز به روز بيشتر شده و بعد از مد تي به تفاهم خواهد انچاميد..د ر ذ يل به بعضي از مواردي که باعث از بين رفتن يا کمرنگ شدن تفاهم يا سازش مي شوند خواهيم پرداخت

برخي دلايل عدم تفاهم و سازش ا

عدم شناخت

ازموارد موثر در بروز اختلاف عد م شناخت طرفين بوده که به دو دسته تقسيم مي شود:ا

الف-عد م شناخت هر يک از طرفين از فلسقه وجودي ازدواج: بد ين معني که بعضي فقط به اين خاطر ازدواج مي کنند که پد ر و ماد ر آنها ازد واج کرده اند.يا کم کم سنشان براي ازدواج بالا مي رود يا چون فلان دوست يا فاميل ازد واج کرده ازدواج مي کنند يا ترس از فکر مردم درباره آنها و هزارها د ليل غير منطقي د يگر از اين قبيل

ب-عد م شناخت هر يک از طرفين از يکديگر :اين شناخت از چند طريق به دست مي آيد.

شناخت توسط تحقيق: د و فاکتور بسيار مهم در امر تحقيق عبارتند از :چه کسي تحقيق مي کند و از چه کسي تحقيق مي شود.ا

شناختي که معرف شخص ازوي به ما ارائه ميدهد.ا

برداشت هاي بسيار کوتاه مدت وشايد احساسي ما ا زشخص مقابل

شناختي تاثير گرفته از برداشت هاي اطرافيان

رفت وآمدهاي خيلي کوتاه و نمايشي

نکته مهم قابل توجه در اين خصوص آنست که هر چه قدر شناخت ما نسبت به ازدواج شخص کاند يد شده براي ازدواج کاملتر باشد امکان بروز اختلاف کمتر خواهد بود. با توضيح اينکه شناخت ما هر چقدر اصولي و بر اساس معيارهاي منطقي باشد باز هم کامل نخواهد بود و اصولا تا زن و مرد زير يک سقف زندگي ننمايند شناخت آنها از يکديگر کامل نمي شود.البته لازم به ذکر است که در اين مورد هم باز شناخت کامل نخواهد بود چراکه انسان به دليل تغييرات زماني و مکاني تغيير خواهد نمود توضيحات بيشتر. . .

دخالت خانواده ها

دخالت خانواده ها به دو دليل ممکن است

الف - دخالت مستقيم خود خانواده ها

ب- دخالت خانواده ها به دليل مراجعه مکرر فرزندان به آنها

دخالت مستقيم خود خانواده ها:متاسفانه در بيشتر مواقع خانواده طرفين خود را محق دخالت مشتقيم در زندگي فرزندشان ميدانند و همين امر باعث ميشود به مرور زمان اختلافات زن وشوهر بيشتر شده و دامنه اين اختلافات زندگي ساير افراد خانواده سببي هر يک از طرفين را نيز دستخوش تنش نمايد البته اين بدين معني نيست که مطلقا نبايد در زندگي فرزندان خود دخالت نمائيم.ا

بعضي از دلايلي که باعث مي شود دخالت خانواده ها نه تنها اختلافات را کم ننموده بلکه به آن دامن زند عبارتند از:ا

دخالت بيجا

دخالت بي موقع

دخالت از روي احساس :چرا که معمولا هر خانواده به دليل احساساتي که نسبت به فرزند خود دارد حق را به وي داده و چه بسا همين حق دادنهاي بيجا و بي مورد تحمل زندگي را از لحاظ رواني براي فرزند آنها دشوار و يا غير ممکن خواهد ساخت

دخالتهاي بي مورد و بيجاي خانواده ها در اکثر مواقع باعث ميشود تا در نظر همسر فرزند خود بي حرمت شده و در موارد حادتر اين بي حرمتي و بي احترامي از حيطه تفکر عبور کرده و خود را در گفتار و رفتار وي نيز نشان دهد.ا

بعضي از مواردي که باعث مي شود دخالت خانواده ها تنش زن و شوهر را کم نموده يا از بين ببردعبارتنداز:لازم است خانواده ها دقت نمايند در زندگي فرزند خود نظارت نمايند نه دخالت_.تا آنجا که امکان دارد سعي نمائيم پرده دري نشود تا حد امکان به گونه اي عمل نمائيم که همسرفرزندمان به انصاف و عدالت ما ايمان آورد سعي کنيم بجاي قضاوت کردن راهنما باشيم و سعي نمائيم زندگي را از دريچه ديد آنها نگاه کنيم

تا آنجا که امکان دارد از احساسات دوري نموده و از پيش داوري جدا خود داري نمائيم

سعي در ريشه يابي مشکلات و حل آنها داشته باشيم و يادمان نرود که بدون ريشه يابي و از بين بردن دلايل اصلي اختلاف فرزند خود و همسرش را به زندگي دعوت ننمائيم که نه تنها به آنها کمک ننموده ايم که با مرور زمان شايد ديگر نتوان مشکل آنها را حل نمود.ا

پيشنها د ما به شما اين است که به متخصصين خانواده مراجعه نموده و در امور زندگي فرزند خود تا آنجا که امکان دارد وارد نشويد مگر با رعايت صد در صد نکات فوق

ب_دخالت خانواده ها به دليل مراجعات مکرر فرزندان به آنها

در بعضي از موارد متاسفانه زن يا شوهر کوچکترين اختلافات خود را با خانواده پدري مطرح مي نمايند همين امر باعث بروز حداقل يکي از موارد زير خواهد شد

ا_اجازه به ديگران ميدهيم تا در مورد همسر و زندگي ما اظهار نظر نمايند البته در اکثر موارد اظهار نظر ها سازنده و عاري از احساس و بي غرض نخواهد بود.ا

_بي حرمت کردن همسر خود نزد خانواده پدري _دهن بين شدن

از بين بردن احترام متقابل بين خانواده و همسرمان

عدم تصميم گيري صحيح و اصولي بدليل اظهار نظرهاي مختلف

پيشنهاد ما به شما اينست تا آنجا که امکان دارد مشکلات را با همسرتان حل نماييد و در صورتي که امکان حل مشکل با همسرمان وجود ندارد به مشاورين و متخصصين مربوطه مراجعه نموده و حتي الامکان دامنه اختلاف را به خانواده پدري خود نکشانيم

توجه

حالت ديگري که قابل فرض بوده و متاسفانه در بين خانوده ها هم بسيار ديده مي شود حضور رواني خانواده طرفين در زندگي است بدون آنکه خانواده کوچکترين دخالتي نموده و يا حتي اطلاع داشته باشد و اين زماني اتفاق مي افتد که طرفين با بروز کوچکترين اختلافي شروع به نا سزا گوئي به خانواده همسر خود نموده و طبيعتا وي نيز بيکار ننشسته و به خانواده ما اهانت خواهد نمود و به مرور زمان کار به جائي خواهد رسيد که ديگر هيچ اختلافي بين طرفين وجود ندارد مگر خانواده هر يک از آنها

پيشنهاد ما به شما اين است که اگر خواهان احترام نسبت به خانواده خود از جانب همسرمان هستيم لازم است نهايت احترام را براي خانواده وي قائل بوده و حتي الامکان به خود اجازه بي احترامي به خانواده همسرمان را ندهيم توضيحات بيشتر

اختلاف سن

به نظر محققين و انديشمندان بهترين فاصله سني دختر و پسر براي ازدواج بين سه تا شش(3 تا 6 )سال است.يعني اختلاف سن بهتر است از 6 سال بيشتر و از3 سال کمتر نباشد و اين بدان خاطر است که زن به دليل زايمان يا زايمانهاي خود زودتر از مرد شکسته شده و از فرم فيزيکي خارج مي شود.شايد براي بعضي اين سوال مطرح شود اگر زن و مرد همسن باشند يا زن بزرگتر از مرد باشد چه بايد کرد.در جواب بايد گفت : پاسخ به اين سوال بستگي به شرايط رواني و فيزيکي طرفين داشته و با دانستن يک سري مسائل بهتر مي توانيم راهنمايي کنيم.البته شايد بعضي بگويند ما کساني را مي شناسيم که زن بزرگتر از مرد بوده و هيچ مشکلي هم به وجود نيامده است لذا لازم است باز متذکر شويم اينگونه مباحث کاملا نسبي بوده و نمي توان مطلق صحبت کرد.به همين چهت هم از عبارات معمولا ،اکثرا و بهتر است استفاده کرده ايم توضيحات بيشتر .

اختلاف ميزان تحصيلات

در اکثر مواردي که ميزان تحصيلات زن بيش از مرد است اختلافات زيادي بوجود خواهد آمد که نتيجه احساس حقارتي است که مرد در ضمير ناخودآگاه خودنسبت به همسرش مينمايدحتي اگر زن اين موضوع را بروي مرد نياورد

يشنهاد ما به شمااينستکه حتي الامکان از ازدواج با زني که داراي مذارج تحصيلي بالاتر از شماست بپرهيزيد.ا توضيحات بيشتر.

شک

از خطرناک ترين و مهمترين موارد ايجاد اختلاف ،شک است.براي آنکه بدانيم شک چگونه و بي خبر در تمام زواياي فکري ما رسوخ مي کند کافي است پارچه يا کاغذ سفيدي را در نظر بگيريم که خودنويسي را در وسط آن گذاشته ايم همانگونه که به آرامي و آهستگي جوهر خود نويس ذر پارچه رسوخ کرده و جلو مي رود شک نيز تمام ذهن و زندگي ما را احاطه خواهد کرد. مهمترين علت خطر ناک بودن شک آنست که اين پديده اول در ذهن ما اتفاق مي افتد و هيچ نشانه بيروني ندارد اما پس از مدتي خود را در گفتار و کردار ما نشان مي دهد . زماني که شک تمام ذهنيت ما را فرا گرفت ديگر کوچکترين گفتاريا رفتار طرف ما به خصوص همسر يا فرزندانمان شک برانگيز بوده و ما را دچار اختلالات رفتاري خواهد نمود

پيشنهاد ما اينست که از رسوخ شک در زواياي فکري خود جلوگيري نماييم و اين مهم ممکن نخواهد بود مگر آنکه اولين محرکهاي ايجاد شک را با مطرح نمودن مشکل با شخصي که باعث به وجود امدن محرک شده مطرح نما ئيد به طور مثال اگر همسرما در زمان مقرر در خانه يا محل کار خود نيست سعي نمائيم در جوي بسيار ارام و به طور غير مستقيم علت عدم حضور وي را جويا شويم نه اين که بلا فاصله با پرورش تفکرات غلت سعي در امتحان و تحت نظر گرفتن وي نمائيم البته يادمان باشد که نوع عمل شخص مقابل ما در هر زمينه اي بستگي به شناخت وي از شخصيت و عکس العمل ما خواهد داشت. بدين معني که اگر همسر يا فرزند يا همکار يا ... به ما دروغ گويد اولين دليل ايجاد اين پديده نوع عکس العمل ما در قبال پاسخ وي خواهد بود توضيحات بيشتر.

لج و لجبازي و از بين بردن ارزشهاي يکد يگر

از ديگر موارد اختلاف لج و لجبازيست و اين مهم زماني نمايان مي شود که هيچيک از طرفين از موضع خود عدول نکرده و سعي در اثبات حرف خودبديگري دارند ( بقول عوام )هر دو در زندگي( من) مي باشند بعضي از اوقات اين لج و لجبازي به درجه اي مي رسد که هر يک از طرفين براي حفظ موضع خود همه چيز را زير پا گذاشته و دست به اعمالي مي زند که تمام پلهاي پشت سر و پيش روي خود را خراب مي نمايد.ا.

پيشنهاد ما اين است که براي انکه لج و لجبازي به وجود نيايد بهتر آنست که تا حد ممکن حتي براي مدتي کوتاه يک طرف از موضع خود عدول نموده و به مرور زمان و از طريق منطقي و اصولي سعي در تغيير موضع خود نمايد توضيحات بيشتر..

مقايسه کردن زندگي خود بازندگي سايرين

توضيحات بيشتر

مقايسه همسر خود با ديگران

توضيحات بيشتر

پيدايش عادت

يکي از واژه هاي که به غلط در فرهنگ ما خودنمائي مينمايد عادت است اگر عادت در هر مورد مثبت باشد (که نظر ما اينگونه نيست )مسلما در مسائل زناشوئي پيدايش عادت باعث بروز اختلافات و زمينه ساز ايجاد تنش خواهد شد

آسيب شناسي عادت

هيچگاه زن وشوهر نبايد به بودن و زندگي با هم عادت نمايند چرا که پس از مدتي نسبت به يکديگر بي تفاوت خواهند شد .اگر مثل سابق منتظر برگشت همسر خود به خانه نيستيم ، اگر ديگر مثل سابق براي رفتن به منزل لحظه شماري نميکنيم ، اگر ديگر نوع پوشش يا آرايش برايمان فرق نمي کند ، اگر ديگر از دير آمدن همسر خود نگران نمي شويم ، و هزاران اگر ديگر .بدانيم زمينه هاي بروز عادت در ما در حال شکل گيري است.بدانيم بدون انکه بخواهيم يا حتي متوجه شويم به طرف خود عادت نموده ايم و همين عادت پس از مدتي ما را به همسر خود بي تفاوت خواهد نمود و همين بي تفاوتي باعث بروز سردي ذر رفتار ، گفتار و نهايتا بيان احساسمان خواهد شد و اينجاست که ديگر توان تحمل همسر خود را نخواهيم داشت تا چه رسد به سازش با وي

پيشنهاد ما اين است که با ايجاد تنوع در زندگي از بروز عادت جلوگيري نمائيم با اين توضيح که ايجاد تنوع را حت تر از آنچه که فکر مي کنيم ممکن خواهد بود!! توضيحات بيشتر

پيدايش کدورت از همسر و مطرح نکردن با وي

از ديگر موارد موثر در بروز اختلاف کدورت از همسر مي باشد.بعضي از دلايلي که باعث مي شود نتوانيم با همسر خود به صحبت بنشينيم عبارت است از

الف-رودربايستي با همسر :جالب اينکه در زمان صلح و آشتي آنچنان با همسر خود رودربايستي داريم که از گل کمتربه وي نمي گوييم اما هنگام بروز اختلاف تمام پرده ها را کنار زده و همه چيز را به وي ابراز مي نماييم .واقعا چرا ؟

ب-معمولا هنگام صحبت با همسر خود و بيان مشکل سعي در پيدا کردن مقصر هستيم نه راه حل

ج-هنگام صحبت معمولا به نقاط ضعف و حساسيت هاي وي اشاره مي نماييم

د- معمولا هنگام صحبت با همسر خود از کلمات تحقير کننده و منفي استفاده مي نماييم.

ح-همبنکه احساس مي کنيم در حال مجاب شدن هستيم تن صداي خود را بالا برده و با فرياد کشيدن سعي مي نماييم خود را به وي تحميل نماييم.

خ معمولا در صحبتها سعي در ايراد گرفتي از وي داريم نه انتقاد از او

د-در اکثر موارد هنگام صحبت سعي در ايراد گزفتن از شخصيت همسر خود داريم نه رفتار يا گفتار ناممناسب وي

پيشتهاد ما اينست که براي صحبت با همسر يا فرزند خود به چند نکته توجه کنيم . -

الف - سياست گفتار ب-شهامت شنيدار ج-زمان صحبت د-ظرفيت مخاطب

با توجه به نکات فوق بهتر است که هرگونه گفتار يا کرداري از طرف همسرمان را که باعث بروز کدورت شده با وي مطرح نماييم و به اين مهم توجه داشته باشيم که بيان دليل کدورت شايد در لحظه اول باعث تنش شود اما از بروز اختلافات شديد آتي که به دليل عدم بيان کدورت پيش خواهد آمد جلوگيري خواهد کرد توضيحات بيشتر.

پيدايش فرزند

يکي ديگر از مشکلاتي که ناگهان خود را نشان مي دهد به دنيا آمدن فرزند به خصوص اولين فرزند مي باشد.به رغم اينکه اکثرا بر اين باوريم که به دنيا آمدن بچه باعث از بين رفتن بسياري از اختلافات بين زن وشوهر خواهد شد. کمتر به اين مهم توجه مي نماييم که همين نعمت خداوند چگونه مي تواند روابط عاطفي بين زن و شوهر را دستخوش تنش قرار دهد. لذا لازم است به يکي از مهمترين موارد اشاره کنيم :تا قبل از اينکه فرزندي به دنيا آيد زن و شوهر اکثر اوقات خود را با هم به سر برده و بيشتر توجهشان به يکديگر مي باشد اين مسئله به خصوص از طرف زن نسبت به همسر خود بسيار زياد است اما با به دنيا آمدن فرزند ناگهان توجهات زن تماما به نوزاد خود معطوف شده تا جاييکه بعضي از اوقات از نظر وي زندگي به او خلاصه مي شود.همين امر به مرور زمان اثر خود را در مرد گذاشته و اين مهم زماني بيشتر خودنمايي مي کند که مرد نيز در اين خصوص فرهنگ لازم را نداشته ونمي تواند يا نمي خواهد که به همسر خود حق دهد.ا توضيحات بيشتر.

کليه حقوق براي موسسه دادکيان محفوظ است © 2003

http://www.dadkian.com/2.htm

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 11:16 قبل از ظهر  توسط پروین  | 


حسادت سنجيدن است و مقايسه و ما نسبت به مقايسه شرطيcolor][ شده‌ايم؛ به گونه‌‌ايكه هميشه در حال مقايسه كردن هستيم. ديگري خانه‌ي بهتري دارد، ديگري بدن زيباتري دارد، ديگري پول بيشتري دارد، ديگري شخصيت پرجذبه‌تري دارد. تداوم مقايسه‌ي خويش باهر آن كس كه از كنارتان مي‌گذرد پيامدي ندارد جز حسادت! در حقيقت حسادت محصول جانبي شرطي شدن نسبت به مقايسه است.

پس مسلماً اگر شما مقايسه كردن را رها كنيد، حسادت نيز ناپديد مي‌شود. آن‌گاه براحتي مي‌فهميد كه خودتان هستيد و هيچ‌كس ديگري نيستيد،و نيازي هم نيست كه كس ديگري باشيد.

اين خوب است كه شما خودتان را با درختان مقايسه نمي‌كنيد، و اگر نه شروع به احساس حسادتي عظيم مي‌كرديد: چرا سبز نيستيد؟ چراخداوند اين‌قدر نسبت به شما سخت‌گير بوده است … و چرا گل نمي‌دهيد؟ حتي شانس آورده‌ايد كه خود را با پرندگان نمي‌سنجيد، با رودخانه‌ها، با كوه‌ها؛ چرا كه در آنصورت رنج بسياري مي‌برديد. شما فقط خود را با بني نوع انسان مقايسه مي‌كنيد؛ چون شرطي شده‌ايد كه خود را فقط با انسان‌ها مقايسه كنيد؛ شما خود را با طاووس‌ها و باطوطي‌ها نمي‌سنجيد و اگر‌نه حسادت شما قطعاً بيشتر و بيشتر مي‌شد. شخص حسود چنان بار سنگيني از حسادت را متحمل مي‌شود كه اصلاً ديگر قادر به زندگي كردن نيست.

مقايسه، نگرشي بسيار احمقانه است، چون هر فردي يگانه و يكتاست وغير‌قابل‌مقايسه. اگر يك بار فهم اين نكته در شما جا بيفتد احساس حسادت نيز ناپديدمي‌شود. هر فردي يگانه و غير‌قابل‌مقايسه است. شما فقط خودتان هستيد: هيچ كس هرگزشبيه شما نبوده است، و هيچ كس هرگز شبيه شما نخواهد بود. و نيازي هم نيست كه شما شبيه هيچ كس ديگري باشيد.
اصولاً خداوند فقط نسخي اصيل مي‌آفريند، و به كپي اعتقادي ندارد.

يك دسته جوجه داخل حياط بودند كه يك توپ فوتبال پرواز كنان از فراز پرچين گذشت و وسط آنها فرود آمد. خروس تاتي تاتي كرد و به طرف توپ رفت، آن را بررسي كرد،و سپس گفت: «من گله نمي‌كنم دخترها، اما ببينيد، اين تخم‌ها از در بغلي بيرون مي‌آيند.»



در خانه‌ي همسايه‌ي بغلي چيزهاي بزرگي اتفاق مي‌افتد؛ علف سبزتر است؛گل سرخ، سرخ‌تر است. به نظر مي‌رسد كه همه خوشحالند. جز خود شما. شما دائماً در حال مقايسه‌ايد.

در مورد ديگران نيز قضيه همين‌طور است، آنها نيز در حال مقايسه‌اند. شايد آنها فكر مي‌كنند علف‌هاي زمين شما سبزتر است _ مسلماً چمن شما هميشه از دورسبزتر به نظر مي‌رسد. شما همسر زيباتري داريد و همين طور تا آخر. اين در حالي ایستكه شما شديداً خسته‌ايد، نمي‌توانيد بفهميد كه چه‌طور به خودتان اجازه داديد به دام اين زن بيفتيد، نمي‌دانيد چه‌طور از شر او خلاص شويد _ ولي همسايه ممكن است به شما حسادت كند كه چنين همسر زيبايي داريد! و شما نيز ممكن است به او حسادت كنيدكه‌…

مي‌بينيم كه همه نسبت به هم حسادت مي‌كنند و اين ماجرا همچنان ادامه دارد. بله، به سبب حسادت است كه ما چنين جهنمي خلق كرده‌ايم و اين همه بدجنس و شرورشده‌ايم.

كشاورز سالخورده‌‌اي داشت با بدخلقي به ويراني‌هاي سيل مي‌نگريست. همسايه‌اش فرياد زد: «هي! آب تمام خوك‌هايت را به پايين خليج برده است.»
كشاورز پرسيد: «خوك‌هاي تامپسن چه شده‌‌اند؟»
«آنها را هم آب برده»
«و خوك‌هاي لارسن؟»
«آنها را هم.»

كشاورز سالخورده با خوشحالي فرياد زد: «خب، پس به آنبدي هم كه من فكر مي‌كردم نيست.»
اگر همه در بدبختي باشند، اين احساس خوبي است؛اگر همه متضرر باشند، اين احساس خوبي است ولي اگر همه شادمان و كامياب باشند، به مذاق آدمي تلخ مي‌آيد.

اما در درجه‌ي اول بايد ديد كه چرا ايده‌ي غير به سر شماخطور مي‌كند؟ چون شما اجازه نداده‌ايد كه جوهر خودتان جاري شود؛ اجازه نداده‌ايد كه سعادت و خوشبختي خودتان رشد كند؛ اجازه نداده‌ايد وجود خودتان شكوفا شود و چون ازدرون احساس تهي بودن مي‌كنيد به بيرون ديگران نگاه مي‌كنيد. چون اين فقط بيرون است كه ديده مي‌شود.

شما درون خود و بيرون ديگران را مي‌شناسيد؛ همين حسادت مي‌آفريند. آنها نيز بيرون شما و درون خود را مي‌شناسند و باز حسادت خلق مي‌شود. هيچ كس درون شما را نمي‌شناسد. اينجاست كه خود را هيچ و بي‌ارزش مي‌دانيد ولي ديگران از بيرون شاد و خندان به نظر مي‌رسند.

لبخند آنها ممكن است ساختگي باشد، اماشما از كجا بدانيد كه ساختگي است يا نه؟ ممكن است قلب‌هايشان نيز خندان باشد. تنهاچيزي كه شما مي‌دانيد اين است كه لبخند خودتان ساختگي است، چون قلب شما خندان نيست
شما تنها كسي هستيد كه مركزيت درون خود را مي‌شناسيد و نه هيچ كس ديگر. درمورد ديگران شما فقط ظاهر را مي‌بينيد و ظاهر مردم زيبا و هنرنما و فريبنده است

http://loghman.info/forum/index.php?topic=6232.0


 |+| نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 9:4 بعد از ظهر  توسط پروین  | 




اجامره و اوباش

خشونت واخورده، حسادت مهار شده و شاید حسادت و خشونت پدران شما در وجود شما مانند یک شعله و یک روح انتقام عرض وجود می کند.

آنچه پدران در خود مخفی داشته بودند در پسران ظاهر می شود و مادران در دختران .



اینان به کسانی مانند که به آنها الهام شده باشد ولی الهام کننده آنها انتقام است نه قلب، و هنگامی که اینان اسرارآمیز و خونسرد می شوند-آنچه اینان را اسرارامیز می سازد حسادت اینان است نه فکرشان.

در تمام شکوه های آنان انتقام غنوده و در تمام مدیحه هایشان روح لجبازی مشهود است-و آنان قاضی شدن را منتهای رحمت حق می دانند.

برحذر باشید از همه کسانی که در آنها روح تنبیه کردن بسیار قوی است.اینان اشخاصی هستند که دودمانهای بد و خویشاوندانی ناباب دارند- در قیافه آنان می توان خویشی آنان را با میرغضبان و گورکنان تمیز داد.

برحذر باشید از اشخاصی که زیاد در باره عدالت خود سخن می گویند. اینان از فرط دشمنی تصاویر و اشباحی اختراع می کنند و با این اشباح و تصاویر ساخته خود نزاع نهایی درست می کنند.

بگذارید دشمنان ما هم زیبا و در امان باشند.جابجا کردن و تکان کوه ها برای فکر کار مشکلی نیست.به راستی که شما غرور فکر را نمی شناسید و نمی توانید فروتنی فکر را (اگر به زبان آید) تحمل کنید- و هرگز نتوانسته اید فکر خود را به چاهی آکنده از برف اندازید-زیرا به اندازه کافی حرارت در شما نیست و از این رو شما از لذت سرمای ان بی خبرید.


این مطلب از نیچه

تدوین و گردآوری: قاسم

http://wurqun.blogfa.com/cat-23.aspx


 |+| نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 11:1 بعد از ظهر  توسط پروین  | 



فرافکنی مبحثی است در روان‌شناسی که اول بار زیگموند فروید آن را مطرح کرد. فرافکنی یعنی نسبت دادن ناآگاهانه اعمال، عیب‌ها و امیال ناپسند خود به دیگران که در واقع ساز و کاری پدافندی به شمار می‏آيد. آلفرد آدلر شاگرد فروید و از جمله نخستین منتقدان این نظر است.[۱]

«فرافكنی در معنای واژه‏ای آن، بر پرتاب كردن رو به بیرون یا رو به جلو دلالت دارد و به فرایند یا اسلوبی اشاره دارد كه افراد به مدد آن، ایده‌ها، تصویرها و امیال را بر محیط بیرونی‌شان تحمیل می‌كنند. این بیرونی‌سازی مشتمل است بر دریافت(ادراك) فعالیت عقلی، دریافت تصویر‌ها و نشانه‌ها به عنوان واقعیت(مثلاً در رؤیا و خیالات) و یا مكان‌یابی انگیزه‌ها و امیال موجود در درون «خود»(ایگو) در محدوده عین‌ها‌(اُبژه‌)، مردم و یا رویدادهای دیگر»

اصطلاح فرافكنی در روان‌كاوی كاربرد دارد؛ در آن فرافكنی یكی از ساز و كارهای پدافندی(دفاعی) در برابر نگرانی به شمار می‌رود. در این معنی خواسته‌ها و انگیزه‌های ناپذيرفتنی كه بازشناخت آنها در «خود»، ممكن است موجب ناراحتی شود، به دیگران نسبت داده می‌شود. «این وسیله پدافندی به طور كامل در جهت عكس درون‌فكنی می‌باشد و اساس آن از این قرار است كه فرد می‌كوشد تا تمایلات نامناسب و ناپسند خویش را به دیگران نسبت دهد و در نتیجه خود را عاری از هرگونه عیب و نقص بداند و خود را از احساس گناه، برهاند. با این وسیله پدافندی، فرد در مورد دیگران با مقیاس خویش قضاوت می‌كند.


 |+| نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 1:41 بعد از ظهر  توسط پروین  | 

از قدیم گفتن :


کسی که خبر رو می بره ، خبر رو هم میاره . این واقعیتی ست و هشداری برای اون دسته

از افرادی که می شینن پای حرفای اون هایی که خبر میارن براشون .


چون مطمئن باشن از اونها

هم خبر هایی آورده می شه . منظورم از هشدار یعنی همین !!!





نمیدونم چه لذتی توی این رفتار ناهنجار هست که بعضی از آدما انجامش می دن .

حالا اونم چی ؟ حداقل ای کاش اگرخبری رو هم می برن اصل خبر رو می بردن نه اونی که

خودشون عشقشون می کشه و یا به نفعشونه . چیه؟ مگه از خودت شک داری؟

راستی ریشه این خبر چینی ها کجاست؟


ولی مهم اینه که :

ماه هیچ وقت از چشم آفتاب نخواهد افتاد . قابل توجه خبرچینان عزیز

راستی !

یه داستان قشنگ :

تنبیه کلاغ خبرچین

در جنگلي بزرگ و زيبا ، حيوانات مهربان و مختلفي زندگي مي كردند .

يكي از اين حيوانات كلاغ پر سر و صدا و شلوغي بود كه يك عادت زشت هم داشت

و آن عادت زشت اين بود كه هر وقت ،كوچكترين اتفاقي در جنگل مي افتاد و او متوجه مي شد،

سريع پر مي كشيد

به جنگل و شروع به قارقار مي كرد و همه حيوانات را خبر مي كرد .

هيچ كدام از حيوانات جنگل دل خوشي از كلاغ نداشتند.

آنها ديگر از دست او خسته شده بودند تا اين كه يك روز كلاغ خبر چين وقتي

كنار رودخانه نشسته بود و داشت آب مي خورد صدايي شنيد .... فيش، فيش...بعد ،

نگاهي به اطرافش انداخت و ناگهان مار بزرگي را ديد كه سرش

را از آب بيرون آورده است ... فيش ، فيش ...كلاغ از ديدن مار خيلي ترسيده بود ،

طوطي دانا كه همسايه كلاغ بود صداي گريه اش را شنيد ، به لانه او رفت تا دليل گريه اش را بفهمد . كلاغ با ديدن طوطي دانا سريع يك پارچه به دور سرش پيچيد !

طوطي دانا با ديدن كلاغ كه روي سرش را با پارچه پوشانده شروع كرد به خنديدن .

كلاغ با شنيدن اين حرف سريع پارچه را از روي سرش برداشت

طوطي با ديدن سر بدون پر كلاغ ، باز هم شروع به خنديدن كرد و گفت :

كلاغ ؟ پرهاي سرت كجا رفته است ؟ پس اين همه گريه بخاطر كله كچلت بود ؟!

كلاغ ماجراي ترسش را براي طوطي باز گو كرد و طوطي با هم با شنيدن حرفهاي كلاغ شروع به

خنديدن كرد .

كلاغ گفت : « يعني تو از ناراحتي من اينقدر خوشحالي » .

طوطي جواب داد : آخر همه حيوانات جنگل مي دانند كه مار آبي هيچ خطري ندارد و هيچ كس

هم از مار آبي نمي ترسد اما تو آنقدر ترسيده اي كه پرهاي سرت هم ريخته اند .

اگر حيوانات جنگل بفهمند كه چه اتفاقي افتاده است كلي

مي خندند . كلاغ با شنيدن اين جمله ها به التماس افتاد ، گريه مي كرد و مي گفت :

طوطي جان خواهش مي كنم اين كار را نكن اگر حيوانات جنگل بفهمد كه

چه اتفاقي برايم افتاده

آبرويم مي رود .

طوطي گفت :

كلاغ جان يادت هست وقتي اتفاقي براي حيوانات جنگل مي افتاد سريع پر مي كشيدي و به

همه جار مي زدي و آبروي آنها را مي بردي ،

حالا ببين اگر چنين بلايي بر سر خودت بيايد چه حالي پيدا مي كني .

كلاغ كمي فكر كرد و گفت :

« حالا ديگر فهميده ام كه چه قدر اشتباه مي كردم و چقدر حيوانات جنگل را آزار مي دادم خواهش مي كنم

آبروي مرا پيش حيوانات جنگل نبر من هم قول مي دهم كه هرگز كارهاي گذشته را تكرار نكنم ، اصلاً تصميم مي گيريم كه

هر وقت پرهايم در آمد بروم و از تمام حيوانات جنگل

عذر خواهي كنم » .طوطي دانا با ديدن حال و روز كلاغ و

پشيماني از رفتار

گذشته اش به او قول داد كه دارويي برايش درست كند

تا هر چه زودتر پرهاي سرش در بيايند .

نتيجه مي گيريم كه هر كس در حق ديگران خطايي مرتكب شود

خودش هم به زودي گرفتار خواهد


--

پ.ن : کامنت های خصوصی در این مورد اگه برام برسه با پوزش

آشکار میکنم .



 |+| نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 11:42 قبل از ظهر  توسط پروین  | 
انتشار توسط مدیر

طلاق حادثه اي مهم و سهمگين در زندگي است و دوران پس از طلاق ، پستي ها و بلندي هاي زيادي دارد. گاهي فشار و ضربه روحي طلاق آن قدر زياد است که زخمي عميق و هميشگي بر جاي مي گذارد ...

به گزارش ایونا ، بعضي ها جدايي را هرگز باور نمي کنند و نمي پذيرند و بعضي ديگر پس از مدتي زندگي عادي روزمره را پيش مي گيرند، اما در باقي روزهاي زندگي ، تلخي طلاق و ترس از وابستگي و جدايي را به دوش مي کشند. حتي به هم خوردن نامزدي هم مي تواند به همين صورت دردناک و ناراحت کننده باشد؛ اما براي هر دردي درماني هم وجود دارد. شما با رعايت چند نکته ساده مي توانيد ناراحتي و افسردگي پس از طلاق را تا حد زيادي تخفيف دهيد و خود را براي زندگي پس از طلاق آماده کنيد .

احساساتتان را سرکوب نکنيد

همه کساني که طلاق را تجربه کرده اند مي دانند که خشم و افسردگي چاشني لاينفک آن است .
غالبا مردم از احساس ناراحتي ، غصه ، افسردگي و خشم ، مي ترسند. گاهي قدرت اين احساسات تيره و تار به حدي است که مي تواند همه زندگي شما را تحت الشعاع خود قرار دهد، اما بايد آگاه باشيد که گرچه ممکن است اين احساسات خيلي شديد و منفي باشند، اما مقطعي هستند و تجربه آنها شما را نابود نمي کند و اگر به خودتان اجازه بروز اين احساسات را بدهيد خيلي حالتان بهتر خواهد شد. از سوي ديگر اگر شما آگاهانه يا ناخودآگاه احساس خشم وغم ناشي از طلاق را سرکوب کنيد، هرگز ديگر نمي توانيد رابطه اي سالم و صحيح براي ازدواج برقرار کنيد و هميشه کوله بار زخم هاي کهنه را به روابط جديدتان وارد مي کنيد؛ پس به جاي فروخوردن احساساتتان ، آنها را بيرون بريزيد و بروز دهيد .

زندگي ادامه دارد

معمولا وقتي دو نفر تصميم به ازدواج مي گيرند، روياها و خواسته هاي مشترک و شيريني را در سر مي پرورانند. يکي ديگر از کارهاي دردناک پس از جدايي فراموش کردن اين آرزوهاست. اين کار بسيار مشکل است چون همان روياها هستند که توان حرکت رو به جلو را به شما مي دهند، اما بايد به ياد داشته باشيد که جدايي از کسي که کاخ آرزوهايتان را با او ساخته بوديد به معناي پايان همه چيز و نابودي روياهايتان نيست. شما هستيد که بايد خود را بازيابيد و آرزوها و اهدافي که با شرايط کنوني شما هماهنگ هستند را به اجرا درآوريد .


يکي از مهمترين نيازهاي افرادي که واقعه بزرگي مثل طلاق را پشت سر گذاشته اند، داشتن کسي است که به حرف هايشان گوش بدهد. کسي که آنها را قضاوت نکند و با دلسوزي با آنها همدردي کند. از دوستان و نزديکانتان بخواهيد که بدون اظهار نظر پاي درد دل شما بنشينند و فقط گوش بدهند. لازم نيست شما را نصيحت کنند و يا نظرشان را راجع به احساسات تلخ شما ابراز کنند. پس خجالت نکشيد و خواسته خود را ابراز کنيد و تقاضاي کمک کنيد. اگر چنين شخصي در اطرافيان شما وجود ندارد مي توانيد از يک مشاور کمک بگيريد .

اشتباهاتتان را بپذيريد

بخش مهمي از سفر شما به سمت بازيابي سلامت روانتان ، درک اتفاقاتي است که باعث جدايي شما شده است. شما بايد با صداقت کامل تمام اتفاقات و مسيري را که باعث اختلاف و در نهايت جدايي شما و همسرتان شده است را با خود مرور کنيد. سعي کنيد به جاي ملامت کردن طرف مقابل ، نقش خود را در کل ماجرا پيدا کنيد و با شجاعت خطاهايتان را بپذيريد. به انتخاب هاي اشتباهتان فکر کنيد. چه کارهايي را مي توانستيد متفاوت انجام دهيد؟ آيا اگر دوباره در همان شرايط قرار بگيريد، عکس العملتان متفاوت خواهد بود؟ اين بازنگري را با هدف توانمند کردن خود انجام دهيد. به خاطر داشته باشيد که شما قرباني اين ازدواج نبوده ايد و حتما سهمي در اشتباهات يا مسيري که به جدايي ختم شده است ، داشته ايد. اين فکر به شما اعتماد به نفس مي دهد و توانمندتان مي کند .

به دلايلي که به خاطر آنها همسر سابقتان را انتخاب کرده بوديد فکر کنيد. معمولا اغلب ما تنها دليل انتخاب همسرمان را دوست داشتن مي خوانيم ، اما در واقع آنچه ما دوست داشتن مي خوانيم نيازهاي بي پاسخي است که اغلب حس مي کنيم. مثل نياز به مورد محبت واقع شدن ، نياز به اين که کسي عاشق ما باشد و به ما احتياج داشته باشد. نياز به پيدا کردن کسي شبيه به پدر يا مادر که به ما در تخفيف کمبودهاي دوران کودکي کمک کند. نياز به کسي که ما را تائيد کند و حس خوبي به ما القا کند .

ترس ها هم مي توانند ما را به علاقه مند شدن به شخص ديگري ترغيب کنند. ترس از تنها بودن و بي پشتوانه بودن از شايع ترين ترسهايي است که ما را به سمت ازدواج سوق مي دهد، آيا اين دلايل مي توانند پايه محکمي براي يک زندگي زناشويي موفق باشند؟ بدون شک جواب اين سوال منفي است. شما بايد همسر خود را به خاطر فضايل اخلاقي او، مشترک بودن اهداف کلي زندگي و داشتن همراهي رهرو در سفر زندگي انتخاب کنيد .

بخشش بر هر درد بي درمان دواست

هم خود و هم همسر سابقتان را ببخشيد. به اين فکر کنيد که هر دوي شما نسبت به ميزان آگاهي و تجربه خود بهترين عملکرد را در شرايط بحران انجام داده ايد و حتي اگر يکديگر را آزار هم داده ايد به خاطر بدجنسي و توهين نبوده بلکه شرايط اين گونه اقتضا مي کرده است و شايد هم به خاطر دفاع و حفظ خود در آن لحظات مجبور به بروز چنين رفتارهايي شده ايد. بخشش شما را از قيد تنفر و افسردگي و ملامت آزاد مي کند؛ البته نبايد انتظار داشته باشيد که بخشش و فراموشي آسان حاصل شود. بخشش به تمرين نياز دارد، تمرين مداوم و روزانه ، به همسر سابقتان فکر کنيد و او را براي همه چيز ببخشيد .

رابطه را کاملا قطع کنيد

براي فراموش کردن همسر سابقتان بايد 3 تا 6 ماه او را اصلا نبينيد. شايد فراموش کردن او سخت ترين و دردناک ترين بخش طلاق باشد؛ چون شما به حضور فيزيکي او و دوستي نزديک با او عادت کرده ايد و هميشه از دست دادن يک دوست و امين حتي به هر دليلي که باشد بسيار مشکل است ، اما اگر مي خواهيد از عواقب و آسيب هاي طلاق شفا يابيد، بايد اين دوست را از دست بدهيد .

سعي کنيد تماس خود را با او به حداقل برسانيد و اگر بچه داريد، اجازه بدهيد والدين شما بچه را به ملاقات پدرش ببرند. در آخر بايد بدانيد که طلاق يک عمل پر استرس و دردناک است که مسير زندگي شما را براي هميشه تغيير مي دهد. براي مواجهه با اين تغيير بايد قوي باشيد و از خود مواظبت کنيد. غذاي خوب بخوريد، ورزش کنيد و خوب بخوابيد. براي تقويت روحيه هم مي توانيد به کارهاي خلاق هنري يا ورزش هايي چون يوگا روي آوريد .

نقش دوست خوب هم در اين دوران بسيار حياتي است. اجازه ندهيد تنهايي اذيتتان کند. دوستان خوبي پيدا کنيد و با آنها به مسافرت برويد. طلاق آخر زندگي نيست ، بلکه شروعي دوباره با کوله باري از تجربه است .

خبرگزاري زنان ايران

http://www.hamparvaz.com/home/index.php?option=com_content&task=view&id=585&Itemid=127


 |+| نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 11:44 قبل از ظهر  توسط پروین  | 
طلاق توافقی(بحران مدرن خانواده ایرانی)

طلاق توافقی ؛ بحران مدرن خانواده ایرانی
بررسی ها و گفته های فردی که مسئول پر کردن درخواست های طلاق بود نشان می دهد تمام زمان پرکردن فرم تنها ۱۰ دقیقه طول می کشد و در صورتی که زوجین کار های دیگر مثل دادن آزمایش و پیدا کردن داور را سریع انجام دهند می تواند به سرعت هر چه تمام تر از زندگی در کنار هم استعفا دهند !

به گزارش ایونا ، زندگی در دنیای صنعتی همه مسائلش متفاوت است و گاه عجیب و غریب . تولدش ، بزرگ شدنش ، ازدواجش و حتی طلاقش . تا چند سال قبل طلاق پدیده ای مذموم و قبیح در جامعه به شمار می رفت و افراد در شرایط بسیار حاد به طلاق فکر می کردند و یا گاه آنقدر در پیچ و خم مراحل قانونی گم می شدند که بی خیال طلاق گرفتن از هم می شدند و سعی می کردند زندگی شان را ادامه دهند .

اما حالا با گسترش نوعی از طلاق دیگر نیاز نیست کفش آهنین برای جدا شدن از هم بپوشند و یا فقط تنها به دلیل وجود مشکلات بزرگ به دادگاه مراجعه کنند . حال آنها می تواند به راحتی به دادگاه مراجعه کنند و بعد از مدت کوتاهی از دادگاه خارج شده و فاتحانه بگویند : « راحت شدم »

● توافق برای نابودی زندگی

افزایش طلاق در زندگی هزاره سوم در ایران در حالی مرز هشدار را رد کرده است که بنا بر گفته معاون قضایی رییس کل دادگستری تهران ، ۸۲ درصد طلاق های کشور در سال ۸۵ توافقی بوده است .

از سوی دیگر تحقیقات و مطالعات دفتر امور آسیب دیدگان سازمان بهزیستی نشان می دهد که آمار طلاق در ایران بین سال های ۷۹ تا ۹ ماهه سال ۸۶ از فراز و نشیب هایی بسیاری را طی کرده است .

براساس آمار های به دست آمده از این تحقیق تا سال ۷۹ رشد طلاق در ایران سیری آرام و تقریبا ثابتی را طی می کرده است اما از سال ۸۰ طلاق با سیر صعودی چشمگیری در ایران مواجه شده است .

به طوری که میزان طلاق در سال ۸۰ ، ۹/۴ درصد ، سال ۸۱ ، ۱۰/۳درصد ، سال ۸۲ ، ۱۰/۶ درصد ، سال ۸۳ ، ۱۰/۵ درصد ، سال ۸۴ ، ۱۰/۷ درصد ، سال ۸۵ ، ۱۲/۱ درصد و در نه ماهه سال ۸۶ به ۱۱/۲ درصد رسیده است .

به اعتقاد بسیاری از کارشناسان افزایش طلاق در ایران به خصوص طلاق توافقی که به گفته معاون مطالعات و تحقیقات سازمان ملی جوانان دو سوم از طلاق های موجود در کشور را تشکیل می دهد ، هنوز در رابطه با جزئیات و آمار طلاق توافقی اطلاعات دقیقی در دست نیست . ( اگر بود که هر کسی چیزی نمی گفت )

این نوع جدید از طلاق به آرامی به عنوان یک مد ! در میان افراد جامعه جا افتاده است و زوجینی که به دنبال بهترین گزینه برای حل مشکلاتشان هستند که گاه به دلیل طولانی بودن مراحل طلاق در دادگاه ها رخ می دهد و آنها تصمیم می گیرند به جای چندین ماه معطل شدن در دادگاه ، با توافق یکدیگر طلاق بگیرند تا قاضی ، آنان را به مشاور و ... ارجاع ندهد .

دادگاه های خانواده هر روز مملو از کسانی است که به قصد جدا شدن از همدیگر طلاق توافقی را انتخاب می کنند چرا که معتقدند این راه آسان ترین و سریع ترین راه برای رهایی از زندگی جهنمی ! کنار یکدیگر است .

برای گرفتن طلاق توافقی کافی است که زن و شوهر به همراه شناسنامه و عقد نامه به دادگاه بروند و فرم درخواست را پر کند و بعد از پرشدن فرم و به محض آوردن ورقه آزمایشگاه با حضور یک داور که می تواند به انتخاب خود و یا دادگاه باشد طرفین از هم جدا می شوند .


● از اقدام تا طلاق فاصله ای به اندازه ...

افزایش طلاق توافقی در حالی در جامعه به مرز بحران نزدیک تر می شود که به گفته کارشناسان در دادگاه های خانواده باید اصل بر اطاله دادرسی باشد تا شرایطی حاکم شود تا احتمال صلح طرفین در این رفت و آمد ها و موشکافی هر چه بیشتر مشکلات آنها به صلح بینجامد .

نماینده قوه قضاییه در شورای فرهنگی اجتماعی زنان در این باره می گوید : « در حقوق بسیاری از کشور ها زمانی با نام « مهلت فکر » یا « مهلت تجدید نظر » پیش بینی شده است که گاه سه ماه و گاهی هم تا شش ماه تعریف شده است تا شاید رابطه زوجین در این مدت به سازش بینجامد . در ایران هم قضات معمولا برای تجدید نظر فرصتی را تعیین می کنند . »

وی افزود : « وکلا و قضات قبل از شروع دادرسی تلاش شان را بر مصالحه می گذارند و این در طلاق توافقی نیز رعایت می شود . به عنوان مثال نتیجه ای که من از بررسی ۶۰ پرونده گرفته ام نشان می دهد که تنها دو پرونده در کمتر از یک هفته و یا یک روز به خواندن صیغه طلاق انجامیده است و بقیه حداقل تا یک ماه به طول انجامیده است . »

این ادعا در حالی است که مشاهدات خبرنگار اجتماعی ما از دادگاه تهران نشان می دهد که زوج های بسیاری هر روز در دادگاه خانواده رفت و آمد می کنند که تنها در دو روز کار های طلاق شان انجام شده است .

البته با احتساب اینکه این دو روز فاصله افتادن برای کار ها هم به این دلیل بوده که باید آزمایشگاه می رفتند و تا آماده شدن جواب مدتی به طول انجامیده و یا از زمان پر کردن درخواست مدتی را صرف پیدا کردن داور برای حضور در دادرسی کرده بودند در غیر اینصورت به گفته خود این زوجین بسیار زود تر از دو روز صیغه طلاق جاری شده بود .

● لایحه ای که پشت هیاهو گم شد

شکل گیری این معضل در حالی هر روز به نقل محافل و به شکل گیری همایش ها و بررسی ها و تحلیل های مختلف کشیده شده است که براساس لایحه حمایت از خانواده که شهریور ماه سال گذشته در کمیسیون فرهنگی مطرح شده بود و چندی پیش در کمیسیون قضایی تصویب شد ماده ای به چگونگی مراحل شکل گیری طلاق توافقی اختصاص داده شده بود .

به گزارش ایونا ، طبق این ماده ( ماده ۲۷ ) در صورتی که زوجین به صورت توافقی متقاضی طلاق باشند باید به مراکز مشاوره خانواده مراجعه نمایند . این مراکز ضمن ارائه خدمات مشاوره ای ، سعی در سازش و انصراف آنان از درخواست طلاق می نماید . در صورت حصول سازش و انصراف از طلاق ، سازش نامه تنظیم و گرنه با ذکر دقیق موارد توافق ، گواهی توافق زوجین بر طلاق صادر می نماید .

نماینده قوه قضاییه در این باره می گوید : « این ماده یکی از ماده های بسیار ارزشمند لایحه حمایت از خانواده بود که متاسفانه در میان آن هیاهو و اعتراضاتی که نسبت به بعضی از مواد این لایحه صورت گرفت ، گم شد و کسی هم به آن توجه نکرد . »

به هر حال این طلاق در جامعه وجود دارد و هر روز بر تعداد کسانی که راه طلاق توافقی را برای جدایی انتخاب می کنند بیشتر می شود . حال با دلایل منطقی و یا غیر منطقی . اما با همه اینها هنوز آمار درستی درباره تعداد این طلاق ها و دلایلی که افراد به این نوع طلاق روی می آورند وجود ندارد .

بی شک وقتی تا این حد به مسئله بی اهمیتی می شود و همه تنها به مزمت جدایی به این سرعت اکتفا می کنند نمی توان حرفی از کودکانی که شاهد و قربانی جدایی پدر و مادر کمتر از چند روز هستند ، زد .


ادامه دارد..
[تصوير: www.hamdardi.com_2.net.jpg]
جام جم آنلاين: تازه ترين آمارهاي اعلام شده از سوي مقامهاي رسمي كشور، حكايت از يك رويداد تكان دهنده و تلخ در جامعه ايران دارد:" طلاق توافقي" در حال تبديل شدن به يك "مد" در ميان خانواده ها است و ديگر، جدا شدن زن و مرد از يكديگر قبيح تلقي نمي شود. خبرگزاري ايسنا در اين زمينه به نقل از معاون قضايي رييس كل دادگستري تهران گزارش داد: 82 درصد طلاق‌هاي كشور در سال 85 توافقي بوده است.
دكتر محمد اسحاقي معاون مطالعات و تحقيقات سازمان ملي جوانان نيز در گفت وگو با خبرگزاري مهر، افزايش طلاق هاي توافقي را موضوعي نگران کننده در جامعه دانست و خواستار بازنگري اصولي اين امر در دادگاهها و سيستم قضايي کشور شد.

آمارهاي يادشده بيش از هر چيز، نمايانگر شكسته شدن قبح طلاق در بين زنان و مردان ايراني است. شاخص‌هاي مهم اينگونه طلاق، مسايل اقتصادي، مسايل خانوادگي و مشكلات رفتاري، جسمي و جنسي،‌ اعتياد، فقر و مانند آن است اما بيش از هر چيز نشان از آگاهي لازم افراد از يكديگر پيش از ازدواج دارد. پس از ازدواج نيز اينگونه زن و شوهرهاي جوان به سراغ راحت ترين گزينه يعني طلاق توافقي مي روند، بدون آنكه به پيامدهاي آن و قبح اجتماعي آن بينديشند.

بنا به آمارها، بيشتر طلاق‌ها در پنج سال اول زندگي رخ مي‌دهد، يعني درست در دوره‌اي كه زن و مرد هنوز به شناخت درستي از هم نرسيده‌اند.


انگار ديگر طلاق فقط براي بچه‌ها زشت است


"همه مي‌دونن كه بچه طلاقم، اما چون مثل خودم با اين اوصاف زياده، چندان تنها نيستم. دو ساله كه با مادرم زندگي مي‌كنم و بابام ديگه سوراغمون نمي‌ياد، توافق كردن كه ديگه با هم كاري نداشتن باشن، من ماله مامانم باشم و مامانم از مهريه‌ش بگذره! مامانم مي‌گه اگه با بابات سر زندگي كردن توافق نداشتيم، حداقل سر طلاق به توافق رسيديم. اما كاش همه چيز به همين توافق تموم مي‌شد، من دوازده سالمه، اما نگاه و رفتار مردم رو كه مثل خنجر به قلبمون مي‌ره رو مي‌فهمم، چه برسه به مامانم! تا آخر هفته بايد اين خونه رو خالي كنيم، اما هنوز جايي پيدا نكرديم؛ به يه زن تنها و يه پسربچه خونه نمي‌دن، ‌اونم وقتي مطلقه باشه! عوضش بابام الان داره با نامزدش خونه جديد شونو نقاشي مي‌كنه و بهشون خوش مي‌گذره! "

اينها، اظهارات يك فرزند خانواده طلاق است، اما او در اين سرنوشت تلخ تنها نيست. اگر خوب به اطراف خود دقت كنيد، مي بينيد اين روزها هر كسي براي خودش يا اطرافيانش حداقل يكبار شاهد طلاق بوده است: خاله‌اي، عمه‌اي، دختر عمويي، دوستي، حتي پدر، مادر، برادري، خواهري و يا خودش!

دامنه طلاق به عنوان امري كه گفته مي‌شود «هيچ حلالي در نزد خدا منفورتر از آن نيست» از معدود موارد يك دهه پيش جامعه ايران بود اما حالا با آمارهاي تكان دهنده پشت ديوار خانه‌ها قرار گرفته است.

اگر اين روزها تعداد عروسي‌ها در بين فاميل‌ها كم شده،‌ اگر دختران و پسران 30 ساله و 35 ساله حتي خواب ازدواج را هم نمي‌بينند، اگر بچه‌هاي كوچك ما به جاي چگونگي تحكيم بنيان خانواده با مباني حقوق زن براي گرفتن مهريه و نفقه و ... بيشتر آشنا مي‌شوند، همه و همه زنگ‌هايي است كه سال‌هاست براي ما به صدا درآمده و ما انگارنمي‌شنويم و به اين چيزها عادت كرده‌ايم.

طلاق و مطلقه بودن تا چند سال پيش يكي از بدترين سرنوشت‌هاي يك زوج به شمار مي‌رفت‌؛ اما انگار پوست ما در برابر اين زخم‌ عميق، بي احساس شده است، انگار تعداد زناني كه اين اقدام را كاملا در جهت آزادي تلقي مي‌كنند و همراه با مردانشان، بهايي به پيوند گسسته شده و عواقب آن براي خود، فرزندان و البته جامعه نمي‌دهند و يا نمي‌دانند كه بايد بهايي بدهند، بيشتر شده است!

به گزارش ايسنا، در نظر سنجي‌هاي پيمايشي دانشجويان، آمارهاي نگران كننده از افسردگي در بين كودكان طلاق فراواني بيشتري دارد، تا پدر و مادرهاي طلاق گرفته! كودكاني كه تكيه به خانواده تنها اميد آن‌ها براي ورود به اين دنياي پرفراز و نشيب بوده و حالا همين تكيه‌گاه، مثل ديواري بر سرشان فرو ريخته است!

وقتي فرهنگ تغيير مي كند

قديم‌ترها و بزرگان فاميل، كوچكترها را از اختلاف و بداخلاقي در خانواده‌هاشان نهي مي‌كردند، چرا كه مي‌دانستند يك اختلاف و طلاق در خانواده و خاندانشان همان سيب خرابي است كه همه سيب‌هاي جعبه را خراب مي‌كند، اما حالا ديگر پاي بزرگترها از خانواده‌هاي هسته‌اي روزگار ما بريده شده، ديگر پدرها و مادرها كمتر در زندگي دختر و پسرشان وارد مي‌شوند و حتي آن‌ها را به طلاق تشويق هم مي‌كنند.

در بسياري از موارد طلاق توافقي و بي دردسر تبديل به نوعي رفتار روشنفكري شده است.

آرين منش ـ عضو كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي ـ چندي پيش و پس از اعلام آخرين آمار طلاق و ازدواج در شش ماهه اول سال جاري، تاكيد كرد كه ريختن قبح طلاق مهم‌ترين عامل افزايش آن در جامعه است.
وي بر اين باور است كه پايين آمدن قبح طلاق، هزينه‌هاي متاركه را نيز پايين آورده است.

وي گفت: متاسفانه گسستن پيوند مقدس زناشويي به دليل مشكلاتي كوچك و يا بزرگ به طلاق مي‌انجامد و حتي برخي آشنايان و نزديكان زن و مرد را تشويق هم مي‌كنند.

ابراهيم رضواني ـ مدير كل امور اجتماعي استانداري تهران ـ نيز در گفت‌وگو با ايسنا با اشاره به افزايش طلاق‌هاي توافقي در چند سال گذشته تصريح كرد: افزايش طلاق توافقي ناشي از افزايش طلاق در جامعه است. بسياري از زوج‌ها با مشاهده طلاق‌هايي با دلايل مختلف در اطرافشان، همواره خود را در آستانه اين اتفاق مي‌دانند و حتي در بسياري از موارد طلاق توافقي و بي دردسر تبديل به نوعي رفتار روشنفكري شده است.

رضواني تاكيد كرد: طلاق توافقي علت طلاق نيست، بلكه يكي از روش‌هاي طلاق است كه به هيچ وجه پسنديده نيست.

از سوي ديگر، اسحاقي معاون مطالعات و تحقيقات سازمان ملي جوانان ، تغيير قوانين و سيستم قضايي كشور را در گسترش طلاق هاي توافقي، مقصر مي داند و معتقد است با سهل شدن شرايط طلاق توافقي، مسير و سيستم آساني در اين راه فراروي خانواده هاي جوان قرار گرفته و عملا، باعث ازدياد طلاق در جامعه شده است.

وي به خبرگزاري مهر گفت: زماني که زوجين با توافق يکديگر تصميم به جدايي مي گيرند با شرايط بسيار سهل و در مدت زماني کوتاه از يکديگر جدا مي شوند و در دادگاهها نيز تلاش چنداني براي منصرف نمودن زوجين از تصميم خود انجام نمي شود.

به گفته معاون مطالعات و تحقيقات سازمان ملي جوانان، قضات دادگاه خانواده در مواجهه با توافق زوجين براي جدايي به سرعت وارد عمل مي شوند و راي را صادر مي کنند. در نتيجه، چنين برخوردهايي با اين مقوله باعث شده تا با شرايطي مواجه شويم که بيش از دو سوم طلاق ها توافقي باشد.

اسحاقي خاطرنشان کرد: شرع مقدس اسلام بر ازدواج آسان و بر سخت اجرا شدن طلاق تاکيد کرده اما اين امر در جامعه در حال حاضر بر عکس شده است.

وي با تاکيد بر اينکه در فرايند طلاق نبايد تسريع ايجاد کرد، افزود : مسير طلاق بايد به منظور اتخاذ تصميم و انتخاب صحيح از سوي زوجين به گونه اي منطقي و عقلاني طي شود.

معاون مطالعات و تحقيقات سازمان ملي جوانان خاطر نشان کرد : سيستم قضائي بايد نگاه ويژه اي به مقوله افزايش طلاق داشته باشد، و روند طلاق ها را دادگاهها مورد بازنگري قرار دهند و نسبت به امر وقوع طلاق توافقي به عنوان يک امر نگران کننده توجه کنند.

بايد چاره اي انديشيد
علت هر چه باشد، حقيقت آن است كه ماهيت طلاق و اثرات منفي و مخرب آن در خانواده و جامعه نه تنها كم نشده؛ بلكه دامنه گسترده تري را نيز در بر گرفته است. اگر در خانواده‌هاي گسترده ديروز، زن يا مرد پس از مدتي طرد شدن از سوي خانواده دوباره ازدواج مي‌كردند و فرزندانشان در اين مدت به دست مادربزرگ و پدربزرگ، عمه، خاله و دايي بزرگ مي‌شدند، امروز اوضاع كاملا فرق كرده است.

اگر چه گفته مي‌شود قبح طلاق در چند سال اخير در جامعه ما ريخته است، اما هنوز هم بيشترين آسيب از محل اين واقعه ناميمون به زنان مطلقه وارد مي‌شود


زن و مرد پس از طلاق؛ انگار قله‌اي عظيم را فتح كرده‌اند و داستان اختلافات و گرفتن طلاق را براي دوستان بارها و بارها با افتخار تعريف مي‌كنند و در اين ميان هيچ آينده‌اي براي فرزندان و آينده و نگرش آن‌ها و خانواده‌اي كه از هم مي‌پاشد و خبرش به چندين و چند خانواده ديگر مي‌رسد، روشن نيست!

انگار هيچ ارگان و نهادي نيست كه به اين مساله توجه كند كه بخش عمده طلاق‌ها ناشي از نبود شناخت زن و شوهر در سال‌هاي اول است و بهترين راه جلوگيري كه همان آموزش قبل و بعد از ازدواج است، اما متاسفانه ارگان و سازمان‌هاي متولي در اين حوزه بسيار ضعيف و محدود عمل مي‌كنند.

بيشتر بار ننگ روي دوش زنان است

اگر چه گفته مي‌شود قبح طلاق در چند سال اخير در جامعه ما ريخته است، اما هنوز هم بيشترين آسيب از محل اين واقعه ناميمون به زنان مطلقه وارد مي‌شود.

هنوز هم تعداد زناني كه پس از ازدواج اول و طلاق، تنها و يا با فرزند خود زندگي مي‌كنند، بسيار بيشتر از مردان جداشده است؛ چرا كه بيشتر مردان در همان روزهاي اول پس از طلاق به فكر ازدواج بعدي هستند و ظرف مدت كوتاهي، زندگي جديد را شروع مي‌كنند.

دكتر انور صمدي راد ـ استاد دانشگاه و آسيب‌شناسي ـ در گفت‌وگو با ايسنا، ‌خاطرنشان كرد: 90 درصد زنان مطلقه مورد نظرسنجي داراي فرزند، نسبت به آينده فرزندان خود نگراني زيادي دارند، 33 درصد اين زنان عنوان كرده‌اند كه فرزندانشان به خاطر طلاق در حد «زياد» و «بسيار زياد» احساس حقارت مي‌كنند، همچنين 88 درصد اين زنان كه فرزند دختر داشته‌اند، نگران آينده فرزند خود در ازدواج مجدد هستند و 79 درصد همين زنان نسبت به آينده و تنهايي خود احساس نگراني زيادي مي‌كنند.

وي تاكيد دارد كه 70 درصد زنان مطلقه وجود باورهاي غلط و قضاو‌ت‌هاي تنگ نظرانه مردم را نسبت به طلاق و زنان مطلقه، عامل اصلي ناامني و دوري آن‌ها از ديگران و روابط عادي و فاميلي تلقي مي‌كنند.

اين محقق كه تحقيق خود را روي 544 نفر از زنان هرگز ازدواج نكرده، دختران واقع در گروه سني 55 ــ 28 ساله و زنان در حال حاضر بدون همسر بر اثر طلاق و فوت شوهر انجام داده است، تاكيد مي‌كند كه 55 درصد اين زنان مطلقه، از طعنه‌ها و متلك‌هاي اهالي محل معذب بوده و حدود 66 درصد در معرض انواع سوء‌نيت‌ها و آزارهاي ديگران واقع شده‌اند و صدمه ديده‌اند، به گونه‌اي كه 87 درصد اين زنان ميزان امنيت اجتماعي خود را «كم» و يا «هيچ» مي‌دانند.

در بيشتر موارد مردان زيادي، پس از ازدواج همه علت‌هاي طلاق را به گردن همسر خود مي‌اندازند و متاسفانه جامعه نيز اين ذهنيت غلط را هنوز به همراه دارد كه زنان ناسازگاري بيشتري دارند و اگر زني طلاق گرفت، حتما خطاكار بوده است و مرد گناهي نداشته، مگر اين كه خلاف اين اتهام ثابت شود.

اگر چه قبح طلاق در جامعه ريخته، اما هنوز هم زنان مطلقه براي اجاره مسكن، اقامت تنها يا با فرزند خود در هتل‌ها، مهمانسراها و حتي حضور در مجالس ميهماني دچار همان نگاه مردسالارانه هستند.

از سوي ديگر، مراكز مشاوره و بعضا كلانتري‌ها در مرحله اول، ‌دادگاه‌ها در مرحله بعدي و دفاتر ثبت طلاق در مرحله نهايي چرخه كامل طلاق قرار دارند؛ به عبارتي اگر كارايي مراكز مشاوره و كارگاه‌هاي آموزشي آن قدر كافي و به اندازه باشد، بخش قابل توجهي از زوج‌ها در همان مراحل اوليه، تمايل به طلاق پيدا نمي‌كنند و اختلاف در همان ابتدا حل مي‌شود، اما متاسفانه اين چرخه ناقص و معيوب است و زوج‌ها يا پس از مشاجره و كلانتري كارشان به دادگاه مي‌رسد و يا بدون طي اين مراحل، يك راست به سمت دادگاه مي‌روند و اين مساله گوياي غفلت بزرگ ماست.



منبع::www.ofc.ir
برگرفته از جام جم انلاین
 |+| نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 11:1 قبل از ظهر  توسط پروین  | 
 
  بالا