|
.::خانه گل::.
|
||
|
زندگی حس غریبیست که یک مرغ مهاجر دارد . |
فرافکنی مبحثی است در روانشناسی که اول بار زیگموند فروید آن را مطرح کرد. فرافکنی یعنی نسبت دادن ناآگاهانه اعمال، عیبها و امیال ناپسند خود به دیگران که در واقع ساز و کاری پدافندی به شمار میآيد. آلفرد آدلر شاگرد فروید و از جمله نخستین منتقدان این نظر است.[۱]
«فرافكنی در معنای واژهای آن، بر پرتاب كردن رو به بیرون یا رو به جلو دلالت دارد و به فرایند یا اسلوبی اشاره دارد كه افراد به مدد آن، ایدهها، تصویرها و امیال را بر محیط بیرونیشان تحمیل میكنند. این بیرونیسازی مشتمل است بر دریافت(ادراك) فعالیت عقلی، دریافت تصویرها و نشانهها به عنوان واقعیت(مثلاً در رؤیا و خیالات) و یا مكانیابی انگیزهها و امیال موجود در درون «خود»(ایگو) در محدوده عینها(اُبژه)، مردم و یا رویدادهای دیگر»
اصطلاح فرافكنی در روانكاوی كاربرد دارد؛ در آن فرافكنی یكی از ساز و كارهای پدافندی(دفاعی) در برابر نگرانی به شمار میرود. در این معنی خواستهها و انگیزههای ناپذيرفتنی كه بازشناخت آنها در «خود»، ممكن است موجب ناراحتی شود، به دیگران نسبت داده میشود. «این وسیله پدافندی به طور كامل در جهت عكس درونفكنی میباشد و اساس آن از این قرار است كه فرد میكوشد تا تمایلات نامناسب و ناپسند خویش را به دیگران نسبت دهد و در نتیجه خود را عاری از هرگونه عیب و نقص بداند و خود را از احساس گناه، برهاند. با این وسیله پدافندی، فرد در مورد دیگران با مقیاس خویش قضاوت میكند.
|
|