تبليغاتX
.::خانه گل::. - کنترل ذهن (( بخش پانزده هم ))
زندگی حس غریبیست که یک مرغ مهاجر دارد .
 کنترل ذهن (( بخش پانزده هم ))

به نام خدا

با سلام


خشم و عصبانیت


هر چیزی دارای ضد خودش است . (( اصل چهارم قدرت ))  یادتون اومد؟

شب در برابر روز ، بلندی در برابر کوتاهی ، آزادی در برابر اسارت ، و عشق در برابر نفرت .

گفتیم شناخت یکی از دو چیز متضاد ، ما را در شناسایی آن دیگری یاری خواهد کرد.

تا زمانی که در اسارت قرار نگرفته باشیم ، هرگز معنای آزادی را درک نخواهیم کرد . تشنه از سیراب خبر ندارد .

احساسات طبیعی و غیر طبیعی متضاد هم ، همچون ترس و خوش بینی ، فقط از نظر شدت و درجه ، از

همدیگر متفاوتند.


قطب متضاد خشم و عصبانیت چیست؟

خشم یک واکنش منفی توام با احساسات شدیدی از ناراحتی است .

قطب مخالف خشم یک واکنش مثبت توام با احساس شدیدی از راحت بودن و خونسردی خواهد بود .

اگر ما خشم را در مقیاس تضاد قرار دهیم ، خشم در انتهای قطب منفی و خونسردی در انتهای قطب مثبت این

مقیاس قرار خواهد گرفت . مرکز این مقیاس چنانچه می دانیم ، قطب خنثی است . منطقه ایی که بیطرفه . نه

کاری به منفی دارد و نه کاری به مثبت این مقیاس ها .


چه باید کرد؟ به یاد دارید؟


اگر از قطب منفی مقیاس تضاد به سمت مرکز آن حرکت کنیم ، به تدریج از شدت خشم کاسته خواهد شد .

به طوری که در مرکز مقیاس اثری از خشم نیست .با ادامه حرکت به سمت قطب مثبت مقیاس احساس خشم

جای خود را به احساس خونسردی خواهد داد.


اما چه چیزی باعث خشم و چه چیزی باعث خونسردی ما می شود ؟

جواب این است که هر دوی این حالات واکنشی است در برابر عوامل و محرکات خارجی . بنابر این خشم از

آنجایی که یک واکنش است نه یک کنش ، شما تنها فرد مسئول آن هستید  . برای تغییر دادن خودتان ، کافی

است که کنشها و واکنشها را تغییر دهید .

مثال :

بابک فردی است که اعتماد به نفس ضعیفی دارد . دارای خودپنداری ضعیفی که دارد ، (( من )) ضعیفی را در

خود پرورش داده است . همین (( من )) ضعیف ، منجر شده است که او همه کس را آماده حمله علیه خودش

ببیند . بابک به همین دلیل به سادگی خشمگین شده و از کوره در می رود .احساسی که ناشی از نگرش

منفی او نسبت به خودش است و تمام رفتار های او را تحت کنترل دارد در واقع همید بدبینی های او نسبت به

خودش است .

 و اما سیامک ، به دلیل این که خودش را در مقایسه با دیگران بی ارزش  می پندارد ، در برابر آنها رفتار

پرخاشگرانه ای در پیش می گیرد ، با این تصویر که اگر او دیگران را با رفتار پرخاشگرانه اش ، خوار و کوچک

گرداند، خودش احساس بزرگی خواهد کرد . حال اگر بابک و سیامک روزی با یکدیگر روبرو شوند ، ممکن است

سیامک به بابک تهمت بزند و او را خشمگین سازد .در چنین وضعیتی ، واکنش بابک ، با این که می داند

حرفهای سیامک مبنای واقعی ندارد ، به دلیل این که (( من )) ضعیفی دارد احساس تهدید می کند و

واکنشی که نشان می هد ، توام با خشم و عصبانیت است . از آنجایی که سیامک یک فردی تنومند و بزن

بهادری است ، بابک نمی تواند مستقیما خشمش را نسبت به او ابراز کند ، بنابر این جهت خشمش را به درون

خویش متمایل کرده و از خودش متنفر می شود و خودش را یک بزدل می پندارد .

شخصیت فرضی دیگر ، اتابک است . فردی که دارای خود پنداری قوی و اعتماد به نفس بالایی است . اگر روزی

اتابک در حین رانندگی ، نا آگاهانه به ماشین بابک برخورد کند و باعث ایجاد خراشی کوچک بشود چه خواهد

شد؟ از آنجایی که بابک خودپنداری ضعیفی دارد ، همیشه منتظر چنین موقعیتهایی است تا از طریق

پرخاشگری و خوار کردن دیگران خودش را بزرگ جلوه د هد . به اتابک پرخاش می کند : (( تو احمق ببین

ماشینم را به چه روزی انداختی ؟ )) اتابک سریعا در میا بد که با چه تیپ شخصیتی سر وکار دارد ، بنابر این رو

به بابک می کند و می گوید : (( معذرت می خواهم )) . در حالی که بابک همچنان به رفتار پرخاشجویانه خود

ادامه می دهد . اتابک برای آرام کردن او این جواب را می دهد : (( خوب ، چطور می توانیم اوضاع را رو به راه

کنیم ؟ )) به این ترتیب بابک شکست خورده ، سوار ماشینش می شود و می رود .

 رفتار اتابک در مقیاس تضاد خشم و خونسردی ، در مرکز مقیاس در منطقه خنثی قرار دارد.

نکته مهم این است که فرد تا زمانی که نخواهد ، مجبور به واکنش نشان دادن به موقعیتها نیست .


سوال :

به نظر شما آیا خشم و عصبانیت و ازکوره در رفتن صرفا می تونه عاملش خودپنداری منفی فرد باشه

؟ با وجود دغدغه ها و مشکلات امروزی انسانها ؟


تا دیداری دیگر



|+| نوشته شده توسط پروین در دوشنبه بیستم مهر 1388  |
 
 
بالا
وبلاگ