به نام خدا
سلام
احساس گناه و بخشش خود
احساس گناه بسیار بیشتر از سایر احساسات عاطفی ، از نظر روحی و روانی بر ما فشار می آورد.اساسا ، این احساس توسط افرادی همچون والدین ، معلمان ، دوستان و همچنین از طریق مطبوعات و رسانه های ارتباط جمعی ، حکومت ، و موسسات آموزشی جهت کنترل یا تنبیه در ما ایجاد می شود.
جهت درک صحیح احساس گناه ، لازم است که ما از آنچه قبل و بعد از این احساس، در ما پدید می آید ، آگاه باشیم . باید گفت که احساس گناه ، اصولا شاخه ای از یک مجموعه سه شاخه ای محسوب می شود که دو شاخه دیگر آن احساس قانون شکنی ، و تنبیه خود است .
احساس قانون شکنی همان احساس از دست دادن اعتبار و ارزش اجتماعی است ، اما احساس گناه عبارت است از احساس اجبار برای تکرار دوباره کار غلط ، به شکل صحیح ، و تنبیه خود نیز نوعی یاد آوری است که در صورت عدم تکرار کار غلط به شکل صحیح ، به وقوع می پیوندد .
احساس قانون شکنی :
معمولا ، عوامل و نهادهایی همچون والدین ، موسسات آموزشی ، دوستان و ... هر کدام به نوعی سعی دارند که رفتار ما را ارزشگذاری کنند و بر اساس قوانینی به آن جهت بخشند . اگر ما از قوانینی که اینان در پیش روی ما می گذارند ، تبعیت نکنیم ، به علت این قانون شکنی مورد تنبیه قرار خواهیم گرفت . کودکان به دلیل تاثیر پذیری زیادشان ، با شنیدن این قوانین از زبان یکی از منابع قدرت ، آنها را به عنوان اطلاعاتی معتبر در ذهن خود انباشته می سازند و به این ترتیب ، بایدها و نباید های زندگی در ذهن آنها شکل می گیرد.
بعد ها ، زمانی که کودکان تبدیل به بزرگسال می گردند ، به هنگام زیر پا گذاشتن این قوانین ، احساس می کنند که کار نادرستی انجام داده اند و این گونه است که آنها دچار احساس قانون شکن بودن می کنند .
احساس گناه :
طبیعت برخی از مکانیزمهای حمایتی از قبیل هوش و خودآگاهی را همراه با احساس گناه ، در وجود آدمی به ودیعه گذاشته است . زمانی که ما با قانون شکنی ، اعتبار و ارزش خودمان را از دست می دهیم ، مکانیزم حمایتی احساس گناه یا احساس اجبار برای انجام کارغلط به صورت صحیح آن ، در ما فعال می شود . ولی ، انجام دوباره و درست کارهایی که به صورت نادرست انجام داده ایم (( خوردن غذایی که نباید بخوریم )) همیشه امکان پذیر نیست ، لذا احساس گناه یا احساس اجبار برای انجام کار به صورت صحیح ، منجر به تدارک یک عمل تنبیهی در ما می شود که متاسفانه ، غالبا شدت آن با شدت خلافی که مرتکب شده ایم ، متناسب نیست ، مثلا برای تنبیه خودمان به خاطر خوردن چیزهایی که نباید آن را می خوردیم ، ممکن است دیگر لب به هیچ غذایی نزنیم .
تنبیه :
تنبیه ، اصولا یک عامل یادآوری کننده طبیعی است که ما را متوجه کارهای غلطی که انجام داده ایم ، می کند . شدت تنبیه ، معمولا به شدت بی اعتباری و بی ارزشی در قانون شکنان بستگی دارد و امری شخصی است .به عنوان مثال ، یک جانی ممکن است از کشتن یک پروانه احساس ناراحتی بیشتری بکند تا کشتن یک انسان . بنابر این ، می توان چنین نتیجه گیری کرد که شدت تنبیه تابعی است از شدت احساس گناه در فرد قانون شکن .
ادامه دارد...
|
+| نوشته شده توسط
پروین در جمعه بیست و چهارم مهر 1388
|